آيت الله مصباح يزدي:![]() |
| كسي كه بي شرمانه مكتب ايران را بجاي مكتب اسلام معرفي مي كند خودي نيست |
آیت الله مصباح یزدی با اشاره به برخی اظهار نظرها افزود: کسانی که بی شرمانه مکتب ایران را به جای مکتب اسلام معرفی می کنند،خودی نبوده بلکه غیر خودی اند و باید حواسمان جمع باشد.
وی خاطرنشان کرد: شما که ادعای خط امام می کنید، امام راحل در کدام سخنرانی خود از اسلام ده بارسخن نگفت و از ایران نام برد؛ ما که پیرو او هستیم باید همان روش را ادامه دهیم.
عضو خبرگان رهبری با بیان اینکه آنچه به ما عزت بخشیده، اسلام است، تصریح کرد: ایران در زمان رژیم پهلوی هم بود، آنها طرفدار ناسیونالیسم و ملی گرایی مثبت بودند؛ حالا ما باید همان شعارها را زنده کنیم؟ پس اسلام و انقلاب چه شد؟
رییس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی اظهارداشت: برخی ها می گویند نسبت به احکام اسلام سست شویم این ها که مهم نیست! ؛سؤال اینست که پس چه چیزی مهم است! ملت برای این ها جان داده اند.
وی ادامه داد: باید حواسمان جمع شود چرا که انحراف از اینجا شروع می شود، اصول فراموش نشود، اصول یعنی تابع رهبر و ولایت فقیه و در این اصول شرایط زمان و تصمیمات سیاسی نمی تواند تغییر ایجاد کند و تا ظهور امام زمان این اصول خواهد بود.
آیت الله مصباح یزدی اذعان داشت: مردم ما بر سر عقاید و اصول خود صدها هزار شهید داده اند ما بر سر این عقاید معامله نمیکنیم.
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: ما اسلام را می خواهیم و هر کس اسلام را بخواهد خدمتگذار او هستیم و در این مسیر با کسی عقد اخوت نبستیم، هرکس از اسلام کج برود، ردش می کنیم .
آیت الله مصباح یزدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به آیات قرآن و سرنوشت قوم بنی اسرائیل و توصیه خداوند به پیامبر اسلام به استقامت و پایداری افزود: در طول تاریخ کم نبودند کسانی که دعوت انبیا را پذیرفته و حتی در راه خدا جهاد کرده، اما تا آخر نایستادند و در وسط راه ماندند و حتی به جبهه دشمن رفتند.
وی با اشاره به وضعیت ملت ایران قبل از انقلاب با وضعیت قوم بنی اسرائیل در زمان فرعون تصریح کرد: در همسایگی ما قیامی علیه استعمار آمریکا اتفاق افتاد که شاه ایران از ارتش برای سرکوبی آنان استفاده کرد و صد ها نفر را کشت، اما کسی از آن سوال نکرد و این ذلتی بود که ملت ایران داشتند.
آیت الله مصباح یزدی به عزت و عظمت ایران بعد از انقلاب اشاره کرد و یادآور شد: امروز آمریکا برای حل بسیاری از مشکلات رسما از ایران کمک می خواهد و از طرفی می خواهد به ایران حمله کند و از سویی درخواست کمک برای نجات از باتلاق عراق و افغانستان را از ایران دارد.
وی ریشه انحرافات ایجاد شده در کشورها و ملت ها را کسانی که روزی پرچمدار آنها و یا مقامات عالی بودند دانستند و افزودند: فتنه جمل از امثال زبیر که پسر عمه حضرت علی بود اتفاق افتاد و این به خاطر عدم استقامت در راه حق بود.
عضو مجلس خبرگان رهبری به فتنه بعد از انتخابات سال گذشته اشاره کرد و اذعان داشت: باید سالها بگذرد تا معلوم شود که چه خطری برای اسلام و ایران بود و خداوند چگونه این خطر را از سر اسلام و ملت ایران رفع کرد.
وی با بیان اینکه نباید بگوییم فتنه تمام شده است اظهارداشتند: هنوز کسانی در سایت های شان می نویسند، که حکومت امام ،حکومت دیکتاتوری بود و ما طرفدار پلورالیسم سیاسی هستیم .
این استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: صریحا می گویند ما به جای جمهوری اسلامی؛ جمهوری ایرانی می خواهیم.
آیت الله مصباح یزدی گفت: امروز آن فتنه تمام شده، فردا نوبت فتنه دیگر و آزمایشی جدید در کلاس های بالاتر است ،نباید خیال کنیم کسی که چند روزی برای اسلام و کشور زحمت کشید تضمین شده است، باید تا آخر پشت سر رهبری باشیم تا منحرف نشویم.
وی محور انقلاب اسلامی را ولایت فقیه دانست و افزود: همه دنیا حکومت ما را به عنوان ولایت فقیه می شناسند و همه موفقیت ها به خاطر آن است، هرکس با این نظام مخالفت کند هدفش تضعیف ولایت فقیه است.
رییس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی با بیان اینکه یک بعد جریانات فتنه، نظری ، فکری و عقیدتی است خاطرنشان کرد: ما اگر بخواهیم در مقابل فتنه های آینده آماده باشیم باید افکار خود را قوی کنیم که محور آن ولایت فقیه است.
آیت الله مصباح یزدی گفت: باید مواظب باشیم که نفوذ ها در نیروها اثر نکند تا زاویه ای در دورن نظام باز نشود.
علیرضا نوری زاده ضد انقلاب فراری شب گذشته در سخنانی تفکرات رحیم مشایی را مشابه تفکرات حسن نزیه، داریوش فروهر و بختیار خواند.
به گزارش سرویس سياسي جهان، «علیرضا نوری زاده» ضد انقلاب فراری و جاسوس انگلیس درسالگرد قتل «شاپور بختیار» آخرین نخست وزیر رژیم پهلوی ضمن ابراز خشم از ایرانیان شرکت کننده در همایش ایرانیان خارج از کشور گفت: شرم آور است که ایرانیان برای شرکت در این همایش با آن تعداد به ایران می روند، ولی در سالگرد قتل بختیار نهایتاً 50 نفر شرکت می کنند.
وی در ادامه سخنانش به اظهارت اخیر رحیم مشایی در خصوص اولویت ایرانیت بر اسلام در این همایش اشاره کرده و گفت: این اظهارات رحیم مشایی، یادآور اظهارات «حسن نزیه» است که گفت من یک ایرانی مسلمانم نه مسلمان ایرانی و همچنین یادآور اظهارات «داریوش فروهر» که گفت ایرانیت برای من اعتباری فراتر از دین دارد.
وی در ادامه گفت : بختیار هم همین نظر را داشت.
نوری زاده در پایان اظهار داشت: نظرات مشایی با این افراد یکی است، ولی مشایی جرأت اظهار نظر صریح در این خصوص را ندارد.
رئيس جمهور با توضیح سخنان رحیم مشائی که طی چند روز گذشته انتقاد بسیاری از علما و شخصیت های سیاسی و امنیتی را برانگیخته است گفت: ايشان ادبياتش متفاوت است به همين دليل ما ملت ايران را ملتي مؤمن و اثر گذار ميدانيم.
به گزارش جهان محمود احمدينژاد رئيسجمهور امروز چهارشنبه پس از اتمام جلسه هيئت دولت طي نشست خبري با خبرنگاران در خصوص اظهارات رحيم مشايي مبني بر اينكه بايد مكتب ايران را ترويج دهيم،اظهار داشت:مشايي رئيس دفتر رئيس جمهور بوده و بنده نيز ايشان را فردي مؤمن به نظام جمهوري، ارزشهاي انقلابي ملت ايران، انساني ولايي و مؤمن به خط ولايت و پاك ميشناسم،
مهمترین بخش های سخنان رئیس جمهور به نقل از فارس در ادامه می آید:
*فكر ميكنم خوب است كه در جامعه فضاي نقد و گفتوگو وجود داشته باشد چرا كه نبايد هيچ فردي را هيچ كس محكوم كند و نبايد فردي به گونهاي صحبت كند كه عدهاي از اظهار نظر خودداري كنند ".
* ما در آزادترين نظام دنيا يعني جمهوري اسلامي ايران زندگي ميكنيم چرا كه نظام جمهوري اسلامي ايران نظامي فكري است. به همين منوال بايد همگان كمك كنند نظريههاي مخالف و موافق گفته شود.
رئيسجمهور با تاكيد بر اينكه بايد هر كسي تحليل و نظريه خود را اعلام كند، افزود: اين رفتار بدي است كه فردي اظهار نظر ميكند و آن را به يك خطكشي و دعوا در جامعه تبديل ميكند. در حالي كه در جامعه ما هيچ گونه دعوايي وجود ندارد.
*روي آقاي مشايي حساسيتي را بوجود آوردند كه اين حساسيت عادي نبوده و غيرعادي است؛ چرا كه هر مطلبي كه ايشان بيان ميكند و آن را نيز دوباره توضيح ميدهد توضيح آن را قبول نميكنند.
* ايشان نظر دادهاند و بقيه نيز ميتوانند اظهار نظر كنند. اگر اين موضوع را قبول نداريد ميتوانيد عالمانه آن را نقد كنيد و براي نظريه خود نيز دليل و مدرك بياوريد؛ چرا كه اين موضوع، موضوع صفر يا صدي نبوده است.
*نظريههاي آقاي مشايي بحثهاي روشني است امكان دارد فردي بگويد قالب بحثهاي شما را قبول ندارم در حالي كه ما بر روي محتوا بحث داريم و حقيقت آن است كه ايران كانون اسلام ناب است.
* ايران بالاترين نقش را در تدوين و ترويج اسلام ناب دارد. نقش ايران نقش يگانه است و اين موضوع مليگرايي معنا نميدهد بلكه اين شكر كردن خدا و قدر نعمت را دانستن است.
* زماني كه فردي از ملت ايران تعريف ميكند به معناي آن است كه ملت ايران مسئوليتهاي سنگينتري دارد. به همين دليل آقاي مشايي همواره اين موضوع را تأكيد ميكند و ميگويد مسئوليت ما سنگينتر است.
* بايد بين نظريههاي فكري با بحثهاي سخيف باندبازي اختلاف قائل شويم.
* شهيد مطهري چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام بالاترين تعابير را از ايرانيان و ملت ايران كرده است.
*برخيها به قبل از اسلام حساسيت دارند كه اين موضوع را نيز ما هم قبول داريم چرا كه به حكومتهاي قبل و بعد از اسلام ايراد داريم. در قبل از جمهوري اسلامي يك دوره صفويه آمده و در آن حكومت خدماتي انجام داده است اما قبل و بعد از آن كدام يك از حكومتها را قبول داريم؟
*حكومتيهاي آل بويه و غيره جزو حكومت ايران نیستند. يك ملت رودخانه جاري در تاريخ است اگر يك ملت داراي برجستگيهايي بود اسلام را به راحتي قبول نميكرد.
* برخيها ميگويند چرا اين نكته را ميگوييد؟ بگوييد ملت ايران بيفرهنگ است كه بايد جواب داد اين چه حسني است كه آن حكومت بيفرهنگ اسلام را پذيرفت. آيا اين موضوع به نفع اسلام است يا به ضرر آن.
* برخي از حكومتها مانند ساسانيان در ايران حكومت كرده و آن را به ويرانه تبديل كرده است. آيا آنها ملت ايران محسوب ميشوند؟ به همين دليل ملت ايران تا زماني كه به خود آمدند آن حكومتها را كنار گذاشت و آن چيزي كه ميخواست بر تراز شخصيت آنها بود بر سر كار آورد.
* دولت فضاي نقد را صد در صد باز گذاشته اما بسياري از مطالبي كه از حوزه نقد خارج ميشود را پاسخ نميدهيم.
* حرف او و دولت يكي است.
* ملت ايران به دليل آنكه ملتي با تراز بالا بوده، اسلام را پذيرفته و بعد نيز بالاترين خدمات را به اسلام ارائه داده است.
* زماني كه نام ايران آورده ميشود بيانگر اسلام است و زماني كه اسلام از زبان رانده ميشود يعني ايران.
* تصوير حقيقي اسلام در ايران متجلي شده است نميخواهيم بگوييم ديگران مسلمان نيستند. مسلماني يگ بحث است و اسلام بحث ديگري است.
* پايگاه هستي اسلام اينجا است چرا كه پيامبر گرامي فرمود ايرانيان ميآيند و پرچم اسلام را بلند ميكنند.
*علامه طباطبايي فرمود هر جايي كه ايران گفته ميشود يعني اسلام؛ ايران و اسلام با هم عجين بوده و كسي كه كلمه ايران را به زبان آورد بيانگر مليگرايي بودن نيست.
* اين موضوعات بحثهاي نظري مستمر است و آيا آنها بايد به مسئله اصلي كشور و جبهه بندي تبديل شود. اين موضوع در جمعي بحث شده و فرد نقدكننده ميتواند در همان جمع آن را نقد كند.
* چرا براي كشور مسئلهسازي ميكنند اگر اين موضوع را قبول ندارند آن را رد كنند و آن را به مسئلههاي اصلي و مناقشه سياسي تبديل نكنند.
*دولت نهم و دهم دينيترين دولت در بعد از انقلاب است. بالاترين فداكاري را دولت نهم و دهم از رئيسجمهور، رئيس دفتر و بقيه اعضاي دولت انجام دادهاند و آن براي اسلام نابي است كه در اين سرزمين منتشر ميشود.
* اگر كساني فكر ميكنند برخي موضوعات نبايد علني گفته شود، ميتوانند از آقاي مشايي دعوت كنند و با يكديگر مناظره و گفتوگو كنند.
بر گرفته از سایت جهان نیوز
ارتباط جریان فتنه انتخاباتی با مشائی!
موضع رسائی درباره حمایت رئیس جمهور از مشائی:حبّ الشيء يعمي و يصم!
به گزارش سرویس سیاسی جهان، برخی از نمایندگان مجلس پس از دیدار با رهبر انقلاب، از فتنه جدیدی که ایشان هشدار داده اند خبر دادند.مرتضی نبوی مدتی بعد، از فتنه ای خبر داد که با محور شاخه انحرافی از اصولگرایان شکل می گیرد.اخیرا آیت الله مصباح یزدی نیز به فتنه جدید اشاره کرده است.عسگراولادی نیز دیروز گفت که آمریکا حاضر است بر روی این فتنه جدید سرمایه گذاری کند.
در همین رابطه حمید رسائی نماینده اصولگرا و حامی دولت نیز معتقد است که فتنه جدیدی در حال شکل گیری است.وی همچنین اظهار داشت که آیت الله مصباح یزدی در ابتدای دولت نهم از این فتنه خبر داده است.فتنه ای که بدست نزدیکان احمدی نژاد شکل می گیرد.
حمید رسائی که با هفته نامه یالثارات گفت وگو می کرد به ماجرای فتنه و مشائی پرداخت.رسائی در این مصاحبه تلویحاً به ارتباط راس فتنه انتخابات با مشائی نیز اشاره می کند.بخش های مهم مصاحبه وی، بصورت خلاصه از پیش رویتان می گذرد.
* آقا اصلا نسبت به سران فتنه هيچ دغدغهاي ندارند. جالب بود،در دیداری که با ایشان داشتیم، تعبير ايشان اين بود که سران فتنه هميشه دم دست هستند و محاکمه آنها براي نظام کاري ندارد و اين اتفاق هم ميافتد اما مهم تر از محاکمه اين افراد، خشکاندن ريشه اين فتنه است؛ کما اينکه به تعبير ايشان اگر ريشه فتنه 18 تير سال 78 در ده سال پيش خشکانده شده بود امروز شاهد فتنه جديد سال 88 نبوديم.
*ما الان در مجلس فراکسيون اکثريت را از اصولگرايان ميدانيم در حالي که جامعه چنين حسي را ندارد، يعني تنشها و صداهايي که از اين مجلس با اکثريت اصولگرا بيرون ميآيد، مورد انتقاد و اعتراض بدنه جريان اصولگرايي در جامعه است. خب يک جاي کار ميلنگد، در حقيقت اين اکثريت اصولگرا توسط اقليت اصلاح صلب در حال مديريت است تا جايي که ما نميدانيم در مصوبات مهم چه اتفاق ميافتد...
* در کنار برخي ويژگيهاي مثبت بالاخره دولت و رييس آن هم از اشکالاتي برخوردارند. مواضع ما مانند گلايه از رييس مجلس در دیدار اخیر ما در محضر رهبري، نوعي درد دل بود. ما از نوع تعامل دولت با مراجع و علما انتقاد داشتيم. از رابطه رمزآلود دکتر با مشايي و حمايت ويژه از يک نفر که هزينههاي زيادي را به خدمات دولت وارد کرده و هزينه ساز شده گلايه داشتيم. از نحوه برخورد آقاي احمدي نژاد با برخي از وزراي انقلابي و کاري مانند صفار هرندي و برخي ديگر انتقاد کرديم، جنس انتقادات عمدتاً در اين راستا بود.
* ما انتقادات صريحي از دولت داريم ولي ميدانيم که طرح عمومي آن باعث ميشود تا آن را بهانه کنند براي تخريب خدمات انقلابي دولت...
*جريان اصلاحات در آن سالها به اين نتيجه رسيد که مردم اگر بين دين داري و بي ديني قرار بگيرند، دين داري را انتخاب ميکنند ولي همين مردم در انتخاب بين دين سخت و دين آسان، دين آسان را همراهي ميکنند. براي همين در آن سالها جريان رسانهاي و جنگ رواني اينها تلاش کرد تا رهبري و نهادهاي وابسته به رهبري را متولي دين سخت معرفي کند و جريان خودشان را متولي دين آسان. حتي براي تکميل اين پروژه مرجع تراشي کردند و شخصي مثل صانعي را مطرح کردند.
البته در نهايت مردم با خط دهي رهبري انقلاب و بصيرتي که توسط عمارهاي رهبري ايجاد شده به اين نتيجه رسيدند که اين تخيير انتخاب بين دين آسان و دين سخت نيست، بلکه موضوع دين داري و بي ديني است.
*در فتنه اخیر ما شاهد همگرايي اصولگراياني با اصلاح طلبان شديم که ده سال قبل در صف مبارزه با دوم خرداد بودند. اصلا بعضي از آنها جزو سرداران مبارزه با انحراف دوم خرداد بودند ولي در انتخابات دهم با همانها در يک جبهه ايستادند!
* من نقطه اشتراک تمام فتنهها را ترديد در ولايت فقيه ميبينم. يعني همواره شما شاهد حضور خواصي در راس و حاشيههاي جريان فتنه هستيد که با واکاوي رفتار سياسي آنها ميبينيد نتوانسته اند موضوع ولايت فقيه و جايگاه آن و نسبت خودشان با اين جايگاه را تبيين کنند.
*در آینده هم فتنهاي جديد ظهور ميکند با رنگ و لعابي ديني تر که تشخيص در آن فتنه مشکل تر از موارد قبل ميشود و البته صيقل يافتگي جامعه نيز بيشتر ميشود.
*به نظرم احمدي نژاد به دليل سلامت و اخلاصي که دارد نبايد در صف مقابله با ولايت دنبال او بگرديم. به نظرم در آينده برخي از اين وصلههاي ناموزون جدا ميشوند و ورق برمي گردد. اتهام مقابله با ولايت فقيه وصله ناچسبي به دکتر احمدي نژاد است هر چند انتقادات ديگري به ايشان وارد است.
*من احمدي نژاد را يک ملاک و شاخص نمی دانم. احمدي نژاد فرمانده خوبي در لشکر سربازان ولايت است اما نقطه نهايي اتکاي ما در دوره غيبت که نيست تا او را شاخص بدانيم.
*بنده به مشايي انتقاد دارم و مواضع او را در يادداشتهايي که در سايتم موجود است نقد و تحليل کردهام اما به نظرم بزرگ کردن مشايي تا اين اندازه هم درست نيست. مشايي يک آدم معمولي است با مطالعات ديني و البته فردي استاد نديده به همين دليل شما اعوجاجهايي را در تفکراتش ميبينيد که در برخي موارد به دليل بيان نارس و همراه با شيک گويي غلط آقاي مشايي، برداشت نوعي التقاط هم از بياناتش ميشود نمونهاش همين نظر ترويج مکتب ايران به جاي مکتب اسلام!
* آقاي مشايي ميخواهد حرف نو بزند براي همين دائما اصطلاح خلق ميکند، اما بعد مجبور است بدود دنبال همين اصطلاحاتي که خلق کرده تا از آنها برداشت ديگري نشود! خب کدام عاقلي اين کار را ميکند؟ از طرفي به عقيده من چون اطلاعات ديني دارد، نظرات خودش را مبتني بر دين ميداند و هر نظري ميدهد ميگويد اين عين قرآن است!
* من شايد از صريحترين منتقدان آقاي مشايي هستم و بارها به او گفتهام که اگر ولايتپذير هستي به توصيه آقا عمل کن که به شما گفت «اتقوا مواضع التهم» ولي ايشان همواره سعي ميکند در موضع تهمت خودش را قرار دهد و همين هم به ما هزينه وارد ميکند. به اضافه اين که برخي سئوالاتم درباره او و رفتارهاي جريان فتنه نسبت به او برايم حل نشده است.مثلا در دوره انتخابات دهم يک سيدي بين مردم توزيع شد با نام 90 سياسي. اين سيدي ملغمهاي بود از راست و دروغ که سعي کرده بود به اشکالات و نقطه ضعفهاي آقاي احمدينژاد بپردازد. شما در 90 سياسي هر موضوعي را میبینید الا يک موضوع و آن هم موضوع مشايي! در 90 سياسي به همه چيز پرداخته شده بود الا موضوع مشايي در حالي که نسبت به اين موضوع حساسيت بالايي در جامعه وجود داشت و طرح و يادآوري آن ميتوانست براي جريان فتنه ثمر داشته باشد.
*نميتوانم باور کنم که جريان مخالف دولت همه همت خود را براي تخريب احمدينژاد در 90 سياسي به کار گرفت اما شخص مورد نظرمان را نديد و يادش رفت!؟ اين در حالي است که اين آقا اکنون نقش مؤثري را در عزل و نصبها بازي ميکند و عمدتا کساني که با توصيه او نصب ميشوند از حاشيههايي برخوردارند! همين که ما ميبينيم برخي از معاونين وي در دوره ميراث فرهنگي رابطه محکمي با دانشگاه آزاد دارند در حالي که مديريت آن سايه احمدي نژاد را با تير ميزند!
* ما مشايي را در دوره دوم خرداد نديديم، هيچ تحرکي، تلاشي و هيچ اثري، حداقل من که با بسياري از فعالان جبهه ولايي آن دوره ارتباط داشتم، اسم مشايي را هم نشنيدم، آن وقت امروز که ميبينم آقاي مشايي نسبت به حاج حسين شريعتمداري تعرض ميکند و او را کسي ميداند که در آينده معلوم ميشود که از ابتدا با جريان اصولگرايي نبوده، برايم شنيدن اين حرف سخت خواهد بود! حاج حسين شريعتمداري با اين سابقه ديروز و عمار بودن امروز کجا، مشايي با اين سابقه پر ابهام ديروز و علامت سوالهاي امروز کجا!؟
* از همان ابتدا که حرفهاي چندپهلوي ديني ميزد نسبت به مواضع ايشان علامت سئوال داشتيم اما بد نيست بدانيد يک سال بعد از تشکيل دولت نهم، آيتالله مصباح از بحران آفريني مشايي براي جريان عدالت طلبي و احمدينژاد خبر داد و ما را هوشيار کرد و براي ما به تجربه ثابت شده حساسيتهاي آيتالله مصباح نسبت به يک نفر مانند حساسيت يک پزشک نسبت به يک بيماري است که جامعه علائم آن را نميفهمد اما آن پزشک تشخيص ميدهد. شما دقت کنيد مشايي هر وقت آبي ريخته در جوب دشمنان احمدي نژاد ريخته...
*پاسخ رسائی به این سوال که "چرا مشائی هميشه مورد حمايت احمدي نژاد است؟": چون حبّ الشيء يعمي و يصم! مگر شهيد رجايي به کشميري تا حد اقامه نماز جماعت اعتقاد نداشت؟ به همين دليل هم ما بين احمدي نژاد و مشايي تفکيک ميکنيم، شايد در مواقعي باعث رنجش احمدي نژاد هم شود اما چه کنيم نگاه ما به ايشان مطلق نيست.
* به نظرم آقاي احمدي نژاد در مواردي در خصوص مثالهايي که ميزند دقت نميکند، در مصاحبه مربوط به حجاب هم اين بي دقتي صورت گرفت. اخيرا در ملاقاتي که با رييس جمهور داشتيم در خصوص اين موارد هم بحث کرديم. ايشان هم پذيرفت که در ادبيات و مثالهايي که ميزند تجديد نظر کند.
برگرفته از سایت بچه های قلم
میزگرد سالک و پارسانیا درباره مکتبِ مشائی
سرویس سیاسی جهان-حجت الاسلام احمد سالک سخنگوی جامعه روحانیت مبارز و حجت الاسلام حمید پارسانیا استاد دانشگاه در میزگردی در برنامه "بدون خط خوردگی" رادیو گفت وگو به بررسی مکتب جدید التاسیس ایران پرداختند که خلاصه آن در ادامه می آید.
رادیو گفت و گو: بحث پیرامون مکتب اسلام و ایران انتقادات فراوانی ایجاد کرده است. در این باره با حجت الاسلام احمد سالک سخنگوی جامعه روحانیت مبارز گفت و گو می کنیم .آقای سالک نظر شما را درباره اظهارات اخیر می شنویم.
سالک: بحثی مطرح شد, تحت عنوان مکتب ایران و مکتب اسلام و پرداختن به معرفی مکتب ایران به جای مکتب اسلام. این بحث به مسائل مهمی مرتبط است. نکته اول اینکه انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره)مبتنی بر تجربه ارزشهای دینی و قرآنی است. نکته دوم تکیه حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری و همه علما بر اسلام ناب است.تلاش همه علما از تاریخ صدر اسلام تا الان به تبعیت از پیغمبر اکرم(ص) و ائمه هدی(ص), حاکم کردن دین خدا در بین مردم است. و برای دفاع از مکتب اسلام ما شاهدیم که کتابهای فراوان نوشته شده, بسیاری از علما و بزرگان ما در پای اسلام و تبعیت از رهبران دینی به شهادت رسیدند. جمع بندی من از این مطلب این است که تاریخ پر است از دفاع از اسلام ناب و انقلاب اسلامی ما که پای اسلام ایستاده اند . اسلام برای هدایت بشریت از گمراهی و ضلالت امده است. اگربه اوایل انقلاب توجه کنیم نهضت آزادی و جریانات دیگر فریاد زدند که جمهوری اسلامی بدون اسلام ,جمهوری ایرانی. یا فریاد زدند جمهوری دموکراتیک اسلامی, یا جمهوری اسلامی دموکراتیک و حضرت امام (ره ) فرمودند, جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد. امام پای اسلام ایستاده اند ملت به پشتوانه این حرکت در دفاع از اسلام فرزندان خودشان را تقدیم کردند. صحبت از مکتب ایران می شود و بعد هم توجیه می کنند که نظر آقایان ناسیونالیسم ایرانی نبوده, بلکه بحث عشق است و عشق است و عشق. مگر در اسلام عشق نیست؟ مگر در اسلام علاقه و محبت قلبی نسبت به مبانی اسلامی نیست که ما امروز یک خط فکری جداگانه ای بدهیم. من احساس می کنم که بحث ساختارگرایی و پسا ساختارگرایی مطرح است. قویترین ساختار را در نظام حکومتی, ما در سطح دنیا داریم. به دلیل اینکه مبانی ما دینی است, رهبری داریم, . پسا ساختارگرایی این گونه القا می کند که حکومت منهای رهبری, منهای دین, منهای مسائل دیگر. بحث ایران است و ایران است و ایران. افتخار ما این است که انقلاب اسلامی با پشتوانه تاریخی وسیعی که در ایران است و در این نقطه از جهان به رهبری یک روحانی بزرگواری مثل حضرت امام(ره) سازمان یافت. افتخار ایران به اسلام است. این ایران است که کلمه اسلام پشت آن می آید لرزه بر اندام استکبار جهانی می اندازد. من یک جمله ای اینجا اضافه کنم, بعد از صحبتهایی که آقایان کردند , اولین شبکه وهابیت در عربستان سعودی توسط یکی از علمای وهابی استفاده کاملی از این صحبت ها کرد و فریاد زد که ما 30 سال است می گوییم ایران برای ایران دارد کار می کند سخن از اسلام و شیعه و اینها نیست, یکی از مقامات حکومتی راجع به ایران صحبت کرده و بحث اسلام ندارد و می گوید از این پس مکتب ایران مطرح است به جای مکتب اسلام و این نکته، نکته نگران کننده ای است, خوراکی شد برای دشمنان اسلام و باید هر کسی محدوده حرکت خود را بشناسد. ایشان 7 مسئولیت دارند الحمدا... من نمی دانم چگونه تقسیم کار کردند که به این نوع نظریه پردازی ها هم هراز چندگاهی می پردازند و مشکلاتی را درست می کنند. همه علما ناراحت هستند. یک دغدغه ای برای متدینین روی این مسئله درست می شود و سوالاتی مطرح می شود.
رادیو گفت و گو: آقای پارسا نیا یکی از انتقاداتی که مطرح است این است که اسلام یک دین جهان شمول است و به یک قوم یا نژاد خاصی تعلق ندارد. برای تبیین این موضوع باید به چه نکاتی توجه کنیم؟
پارسا نیا: اسلام به عنوان یک حقیقت یک برنامه زندگی که متن اراده تشریعی خداوند است، در مقام خود عنایت و لطف و هدایت الهی است . اما این مسئله اگر بخواهد در عرصه زندگی تحقق یابد , قاعدتاً انسانها نقش دارند ، زیرا انسان است که باید ایمان بیاورد ودر مسیر تحقق و واقعیت بخشیدن آن عمل می کند. حالا در سطح زندگی فردی و شخصی, افرادی که ایمان می آورند, تعبیر قرآن این است که اینها منتی بر اصل و حقیقت اسلام ندارند, چون اسلام را اینها خلق نمی کنند بلکه اسلام را اینها می پذیرند. گاهی هم از حوزه فرد فراتر رفته و به عرصه فرهنگ می رسد , قاعدتاً قوم و جامعه ای که به اسلام میگروند, مسیر حضور اسلام در عرصه فرهنگ می شوند. این هم از ناحیه این سنت الهی است که خداوند به لحاظ تکوینی اراده کرده که اراده تشریعی او از مسیر اراده انسانها باشد و پس از تحقق به عرصه تاریخ بیاید.
رادیو گفت و گو: چقدر حضور اسلام در این رابطه تأثیرگذار بوده؟
پارسانیا: حیات امت و هویت جامعه ایران از طریق ایمان آن به اسلام و حقیقت است.جامعه ایران با گرویدن به اسلام و ایمانی که آورد, مجرای این شد که اسلام به عرصه تاریخ بشری حضور به هم برساند. این نکته را شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران به خوبی بیان کردند.
رادیو گفت و گو: آقای سالک ابتدا معتقد بودند که ایران تأثیر زیادی در نشر اسلام داشته نظر شما را می شنویم.
سالک: اگر به تاریخ اسلام بازگردیم از صدر اسلام ما شخصیت بزرگواری را مثل حضرت سلمان داریم. که از ایران حرکت کرده و به پیغمبر اکرم(ص) پیوسته و سابقه طولانی در این جهت دارد و پیغمبر اکرم(ص) هم عنایت ویژه ای به این بزرگوار داشتند. بعد از آن علماء بزرگواری داشتیم که اینها دنباله روی حرکت اسلام بودند. راویانی داشتیم که احادیث بزرگان و اهل بیت(ع) را نقل می کردند و همه این شخصیت ها در قرون مختلف تا زمان امام حسن عسگری(ع) و حضرت مهدی (عج) حضور داشتند . ایرانی ها از استعداد فوق العاده ای برخوردارند ، شعرا ,ادبا ، ,شخصیت ها و فقها و راویان بزرگوار,کسانی بودند که اسلام را به جاهای دیگر و نقاط دیگر گسترش دادند و این فرهنگ عظیم را در سطح کشورهای مختلف به اشکال مختلف منتشر کردند. این سابقه عظیم و این اعتبار بسیار مهم را با توجه به انقلاب اسلامی و نقش اساسی و کلیدی حضرت امام(ره) در قرن حاضر, به گونه ای است که گسترش دهنده فرهنگ اسلام ناب که محوریت و تجلی آن در یک حکومت دینی است, در کنار حکومت هایی که در جهان مطرح هستند, چنان قدرتی را بوجود آورده که امروزه ابتکار عمل دست اسلام است آن هم در ایران , در دست رهبری علما و بزرگان است. این ظلم بزرگی است که ما بیاییم این را کنار بزنیم, و برویم سراغ مسائل ملی و جغرافیایی سیاسی. این کار صحیحی نیست و این ظلمی است که به اسلام, ملت مسلمان در ایران خواهد شد. لذا باید دفاع کرد از اصل اسلام. این مسئله تجلی حدیث ثقلین است, قرآن و عترت. این دو از هم جدا شدنی نیستند. استاد قرآن اهل بیت، راسخون در علم هستند. عالمان هستند و قرآن هم مشخص است, قانون الهی است. کلام نورانی حضرت حق است. این دو با هم هستند. بنابراین در شرایط کنونی که دشمنان و استکبار تلاش می کند دین را ابزار کند,مسجد و محراب را ابزار کند,آقای مایکل برانت می گوید روحانیت و عاشورا و اینها را باید گرفت و انحرافی ایجاد کرد. تلاش استکبار بر این مبنا است که یک حکومت منهای دین,منهای اسلام مطرح باشد. با تمام رشد فرقه و شبه عرفانهای نوینی که بواسطه جنگ نرم درجامعه مطرح است ، صحیح نیست که یک مقامی در نظام ما بیاید و با صراحت بگوید یک خط انحرافی دیگر را مطرح کند. البته بعید می دانم ملت ایران و مردم و علما اجازه دهند.
رادیو گفت و گو: آقای سالک مقام مسئولی که اشاره کردید، ما به صورت کتبی هم از ایشان دعوت کردیم که در برنامه ما حضور یابند متأسفانه حاضر نشدند.
سالک: من می خواهم مطلبم را جمع بندی کنم. اینکه موضوع علم قرآن و اسلام انسان است. یعنی شریعت اسلام واخلاق اسلام در جهت سیر کمالات و کسب ملکات اخلاقی و مسائل تعالی علمی و دینی و غیره است. موضوع خاک و جغرافیا نیست. بحث خاک و جغرافیا و کشور, نعمتهای الهی است در اختیار انسانی که اشرف مخلوقات است با قید تدین.
رادیو گفت و گو: اقای سالک اشاره به این موضوع داشتید که ملت ایران قبل از اینکه به حمایت از ایران بپردازد از اسلام تبعیت و حمایت کرده است. به نظر شما هرگونه اظهار نظر جهت تقسیم بندی اسلام در کشورها نمی تواند منجربه سوءاستفاده فرقه هایی مثل وهابیت شود؟
سالک: طرح مطالبی که جامعه اسلامی را فرقه فرقه کند خیانت است آن هم به ملت مسلمان شهید داده ایرانی و این موضوع به هیچ وجه قابل تحمل نیست.در حالی که تمام دشمنان از زمین و آسمان منتظر چنین سوژه هایی هستند که علیه اسلام به جریان بیاندازد. کما اینکه از صحبتهای این آقا همین استفاده را وهابی ها در شبکه عربستان کردند در شب گذشته و ما شاهد آن همه بی ادبی آنها بودیم و توهین هایی که کردند. لذا صحیح نیست. اینکه ایشان به عنوان یک مقام مسئول و در تریبون رسمی جمهوری اسلامی آن هم در جمع یک عده ایرانی که برخی از آنها هم ضد انقلاب بودند و به ایران آمدند, صحبتهایی کنند که اسلام را زیر سوال ببرند و خواسته وهابیت و دیگران مطرح شود این جای نگرانی است.
رادیو گفت و گو: خیلی ممنون. آقای پارسا نیا اگر اظهار نظری درباره صحبتهای آقای سالک دارید بفرمایید.
پارسا نیا: وقتی ما یک حرفی را می زنیم مخصوصاً که اگر یک موقعیت اجتماعی هم داشته باشیم,آن حرف صرف نظر از اینکه حقیقت است یا باطل است, یک بازتابهای تاریخی و اجتماعی و سیاسی نسبت به محیط خودش دارد. باید آن شناخته شود و با منطق خودش بحث شود. به هر حال امروز بحث انقلاب اسلامی ایران است و نقشی که ایرانیان در احیای تفکر اسلامی از یک سو,بیداری اسلامی از یک طرف و بلکه احیای معنویت در جهان امروز داشته و دارند.بدون شک در این حرکتی که رخ داده, قدرت انقلاب ما روی بعد اسلامی آن و پیوندی است که با جهان اسلام دارد. این یک حرکت استراتژیک و مسئله استراتژیک برای ماست. یعنی انقلاب اسلامی ایران اگر منزوی شود, اولاً چندان قدرتی نخواهد بود,یعنی به سرعت سرکوب خواهد شد,و از اهداف خودش هم دور خواهد شد. یعنی قوت و قدرت ما در پیوندی است که با جهان اسلام و امت اسلامی داریم. در تقابل جهانی که با استکبار جهانی وجود دارد.
سخنگوي جامعه روحانيت مبارز با اشاره به استقبال وهابيها از اظهارات مشايي در تلويزيون عربستان، گفت: مفتي وهابي با اظهارات سخيفانه اشاره كرده بود كه بعد از 30 سال از انقلاب اسلامي يكي از مسئولان ايران چهره واقعي اين انقلاب كه همان مليگرايي است را براي مسلمين جهان نمايان كرد.
حجتالاسلام احمد سالك سخنگوي جامعه روحانيت مبارز در گفتوگو با خبرنگار سياسي باشگاه خبري فارس «توانا» با اشاره به اظهارات رحيم مشايي در مورد مكتب ايراني به جاي مكتب اسلامي در همايش ايرانيان خارج از كشور، گفت: براي واكاوي اظهارات آقاي مشايي در مورد پرداختن به مكتب اسلام بايد نكاتي را از قبل به آن اشاره كرد تا اين صحبتها در ذهن مخاطبان، تحليل شخصي و خارج از موازين اسلامي قلمداد نشود.
وي در ادامه گفت: بنده احمد سالك كاشاني به عنوان يك مسلمان دلسوز كه سابقه فعاليت قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در مسائل سياسي و مديريتي در كشور داشته است، بر ايدهها و افكار آقاي مشايي اظهارنظر ميكنم و هيچگونه ديدگاهي غير از رفع شبهات در ميان مخاطبان ندارم.
اين فعال سياسي خاطرنشان كرد: صحبتهاي بنده بر اساس انتقادي است كه سمت و سوي كمال و اصلاح دارد و اميدوارم در ذهن مردم به عنوان تخريب محسوب نشود؛ چرا كه من به عنوان يك دلسوز انقلاب اسلامي با اعلام مواضع خود به دنبال رضايت حق تعالي هستم.
حجتالاسلام سالك در ادامه با اشاره به اينكه انقلاب اسلامي در ايران مبتني بر ارزشهاي قرآني شكل گرفته است، اظهارداشت: انقلاب اسلامي با محوريت حضرت امام خميني(ره) و در حال حاضر با محوريت حضرت آيتالله خامنهاي مبتني بر مجموعهاي از ارزشهاي قرآني است كه در ابعاد مختلف در جهت سير كمال انساني مطرح است.
وي افزود: انقلاب اسلامي مبتني بر سيره پيامبر اكرم و ائمه هدي شكل گرفته كه نمونه آن در وصيت سياسي و عبادي حضرت امام(ره) به عنوان منشور انقلاب جلوه ميكند.
حجتالاسلام سالك ادامه داد: زحمات تمامي علما از صدر اسلام تاكنون مبتني بر معرفي اسلام به جهان بوده است و اين علما به همراهي مسلمين در جهت گسترش فرهنگ اسلامي تلاش و جهاد كردند و با شهادت خود شجره طيبه اسلام ناب را محكمتر كردند.
وي با اشاره به اينكه اسلام با هرگونه عاملي كه مانع از گسترش اين دين الهي شود به مبارزه خواهد پرداخت، اظهارداشت: در اسلام با رشد و گسترش فرهنگ قوميتي، زبان، رنگ و نژاد مقابله شده است و اصل اساسي كه اسلام به بشريت معرفي كرده كسب تقواي الهي از سوي مسلمانان است.
عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز، بيان كرد: ملت ايران در 31 سال گذشته براي گسترش اسلام و جهت نفوذ اين دين الهي جوانهاي عزيز خود را تقديم كرده است و با استقامت بر اصول اسلام مانع از نفوذ عقايد دشمنان در جوامع اسلامي شدهاند.
حجتالاسلام سالك، اضافه كرد: ملت ايران همواره نشان داده است كه در تمامي مسائل در فضاي داخلي و بينالمللي قبل از آنكه به حمايت از ايران بپردازد از اسلام تبعيت كرده است؛ چرا كه ملت ايران با انديشه جهاني اسلام كه همان سعادت بشري است، آشنا هستند.
وي در ادامه به بررسي و نقد رفتارهاي رحيم مشايي اشاره كرد و افزود: آقاي مشايي برخوردار از پستهاي سياسي و دولتي است كه از سوي رئيس جمهور به او تنفيذ شده كه اين تعدد پستهاي دولتي ميدان عمل بزرگي را براي او باز گذاشته است.
اين مبارزه دوران قبل از انقلاب تصريح كرد: بخشي از پستهايي كه به دليل خاص از سوي رئيس جمهور به مشايي واگذار شده از جمله رياست دفتر، عضو كميسيون اقتصادي دولت، رئيس شوراي هماهنگي مناطق آزاد، جانشين رئيس جمهور در شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور، دبير كميسيون فرهنگي دولت، رئيس كارگروه زيارت و فرهنگ رضوي و نماينده رئيسجمهور در ستاد راهيان نور نشان از اعتماد احمدينژاد به وي دارد كه اين حركت برخلاف ايدههاي واقعي رئيس جمهور در مورد گردش نخبگان و بهرهوري حداكثري از نيروهاي جوان متعهد به نظام است.
حجتالاسلام سالك بيان كرد: بر فرض مثال ما به اين نتيجه ميرسيم كه آقاي مشايي داراي قدرت عمل زيادي در بحثهاي مديريت و كار اجرايي است اما وي بايد به خود اجازه ندهد كه با اظهارنظر در مورد مباحث اسلامي موجب ايجاد شبهات در دين شود و تفسير اين مسايل را به اسلامشناسان واقعي واگذار كند.
وي با اشاره به اينكه تمامي افراد حق اظهارنظر در مورد مسائل مختلف را دارند، گفت: دين اسلام به عنوان خط قرمز در ميان ملت ما محسوب ميشود و مردم با شناخت خطوط قرمز در دين كه همان تمكين به قرآن و عترت است به خود اجازه بازگويي ايدههاي متفاوت و برخلاف افكار عمومي جامعه را نميدهند.
سخنگوي جامعه روحانيت مبارز خلع آقاي مشايي از پستهاي دولتي را خواستار شد و ادامه داد: به دليل اظهارنظرها و افكار التقاطي از سوي رحيم مشايي، رئيس جمهور محترم با توجه به صلاح نظام و انقلاب وي را از پستهاي دولتي بركنار كند.
حجتالاسلام سالك به واكنش علما و دلسوزان انقلاب اسلامي در مورد اظهارات رحيم مشايي اشاره كرد و افزود: حجج اسلام علمالهدي خاتمي، سعيدي در تريبون نماز جمعه در واكنش به اظهارات رئيس دفتر رئيس جمهور خواستار بركنار وي شدند كه نمازگزاران با نداي تكبير به فرمايشات ائمه جمعه لبيك گفتند؛ در كنار آن به نظرات حضرات آيات يزدي، جنتي و مصباح در اين زمينه توجه شود.
وي تصريح كرد: در چند شب گذشته يك عالم وهابي در تلويزيون عربستان از اظهارات رحيم مشايي در اجلاس ايرانيان مقيم خارج از كشور استقبال كرد و بسيار خرسند بود كه يكي از مسئولان جمهوري اسلامي از تريبون رسمي نظام صحبتهايي مخالف مذهب ارائه كرده است.
اين فعال شاخص سياسي اصولگرا خاطرنشان كرد: مفتي وهابي با اظهارات سخيفانه اشاره كرده بود كه بعد از 30 سال از انقلاب اسلامي يكي از مسئولان ايران چهره واقعي اين انقلاب كه همان مليگرايي است، براي مسلمين جهان نمايان كرده است.
حجتالاسلام سالك در ادامه اظهار داشت: مكتب ايران منهاي اسلام در مقابل انديشه امام (ره) و مقام معظم رهبري ايستادگي ميكند چرا كه نهضت آزادي و گروههاي مختلف در اوايل انقلاب با ايجاد شبهه خواهان حكومت غير از جمهوري اسلامي بودند كه امام (ره) به پشتيباني ملت در مقابل اين رفتار غيراسلامي ايستادگي كرد.
وي جمهوري اسلامي را امالقري واقعي جهان اسلام دانست و اظهار داشت: اسلام ناب محمدي با تلاش و مجاهدت علمايي همچون امام خميني (ره) در سراسر گيتي رشد و گسترش پيدا كرده است اما برخي افراد از روي بيبصيرتي و صحبتهاي غير واقع به دستآوردهاي انقلاب در طول 31 سال گذشته ضربه ميزنند.
كارشناس مسائل سياسي به رئيس جمهور پيشنهاد داد كه بيشتر به پالايش اطرافيان خود بپردازد و به عدهاي اجازه ندهد كه متدين را زخمي، ناراحت و نگران كنند.
وي در پايان تصريح كرد: در شرايطي كه ملت ايران با پيروي از مقام معظم رهبري در جهت تقويت دولت تلاش ميكند رئيس جمهوري بايد در برابر كساني كه از تريبون نظام به اظهارات غيرمنطقي ميپردازند واكنش جدي نشان دهد.
با حضرت دوست بی محبت نشدیم
در سال غبار فتنه ،یا رب ،شکرت
شرمنده درگاه ولایت نشدیم
امروز با ۸۹ میزبان میهمانشان شدیم .همه در شوق حضورشان اشک می ریختند و پر میگرفتند تا
کنارشان و میگفتند و می خواندند و بر سینه می زدند تا همراهی کنند آنها را تا معراج شهدای تهران
در کوچه بهشت .به بالای پل که رسیدیم سیل جمعیت موج گرفت و چشم هر بیننده ای بر این تصویر
ماندگار خیره می ماند .از بالای پل زمین چمن فوتبال به خوبی دیده می شد که عده ای مشغول تمرین
بودند .آنها هم در کناری از این میهمانی بودند .مردم همه به آنها هم نگاه می کردند و آنها بی توجه
بازی میکردند ای کاش مثل آن چند سربازی که در پایین پل به حالت ادای احترام نظامی ایستاده بودند
اینها هم فقط یک ربع از وقت خود را برای ..........شاید صدای بلندگو ها یا جمعیت کم بوده ولی اینها
با صدای جمعیت آشنا هستند این همان مردمی هستند که شما را هم تشویق میکنند .................
مقدم تمامی شهدا بخصوص شهید علی هاشمی گرامی باد
شادی روح شهدای گمنام صلوات
امشب مهدی کوچک زاده خیلی از مطالب را در مورد خاتمی واقای رفسنجانی و آقای احمدی نژادو اقای مشایی گفت .
او گفت که از رای به خاتمی به دلیل تناقض گویی خاتمی در مورد آمریکا پشیمان شده است.و شناختی که الان از امام دارم آن موقع نداشتم .به شجاعت او تبرک می گویم .ای کاش بعضی ها هم اینقدر شجاع بودند .
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
خوش امد عرض ميكنم به همهى برادران و خواهران عزيز كه در اين مناسبت بسيار باشكوه و فراموش نشدنى - يعنى مناسبت بيست و نهم بهمن تبريز - اين راه طولانى را طى فرموديد، قبول زحمت كرديد و حسينيهى ما را منور كرديد. حقيقتاً نفَس گرم شما، زبان گوياى شما، انگيزههاى غير قابل سكون و سكوت شما، كه در همهى موارد محسوس بوده است، فضاى حسينيه را امروز گرم و گيرا و انقلابى كرد؛ همچنان كه در طول زمان، هميشه مردم تبريز مظهر همين خصوصيات برجسته بودهاند.
در طول تاريخِ نزديك به خودمان، در حوادث بزرگ، از دوران مشروطه و قبل از مشروطه تا امروز، انسان دو ويژگى را در تبريز و در آذربايجان مىبيند: يكى اينكه مردم تبريز در حوادث گوناگون هميشه آغازكننده بودند، شروع كننده بودند و ابتكار عمل را در دست گرفتهاند. قضيهى بيست و نهم بهمن از اين قبيل است. اگر مردم بيدار تبريز در چهلم حوادث قم، آن حادثهى بزرگ را به وجود نمىآوردند، اين سلسلهى اربعينها در كشور راه نمىافتاد و اين حركتِ خودجوش عظيم مردمى در سراسر كشور معلوم نبود چگونه به وجود خواهد آمد و چگونه ادامه پيدا خواهد كرد. بنابراين ابتكار عمل را تبريزىها كردند. در قضاياى قبل هم همين جور بوده است، در قضيهى مشروطه هم همين جور بود؛ تبريزىها شروعكنندهاند، مبتكرند. بسيارى از اين شعارهائى هم كه امروز در زبان مردم عزيز ما در سراسر كشور جريان دارد، غالباً از تبريز شروع شده است.
خصوصيت دوم، وفادارى است. بعضىها وارد يك راهى ميشوند، اما ادامه نميدهند و وفادار نميمانند؛ حوادث گوناگون آنها را متزلزل ميكند، مردد ميكند؛ گاهى از راه برميگردند، گاهى بدتر از برگشتن، اصل حركت و راه را انكار ميكنند؛ از اين قبيل داشتيم. مردم تبريز و آذربايجان وفادارند، ايستادهاند. خداى متعال در قرآن ميفرمايد: «و من اوفى بما عاهد عليه اللَّه فسيؤتيه اجرا عظيما».(1) آن كسى كه وفادار ميماند، پاى حرف حق و سخن حق مىايستد، گذشت زمان و حوادث دشوار، او را متزلزل نميكند، خداى متعال به او پاداش بزرگى خواهد داد. يك عدهاى اينجور نيستند، عهدشكنى ميكنند؛ «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه».(2) عهدشكن به ضرر خود عمل ميكند و در واقع به خاطر عهدشكنى، خود را خسارتزده ميكند؛ راه خدا خسارتى نمىبيند. شما مردم تبريز و مردم آذربايجان وفادارى كرديد و ايستاديد.
امام بزرگوار ما با اينكه با تبريز آشنائى نزديكى نداشتند، اما مردم تبريز را خوب شناخته بودند. در آن قضاياى فتنهى اول انقلاب كه در جاهاى مختلف فتنهانگيزى شد، از جمله در تبريز، امام فرمودند كه خود مردم تبريز جواب فتنهگران را خواهند داد، و دادند؛ همينجور شد. جز نيروى ايمان و غيرت و همت و آگاهى و بصيرت، چيز ديگرى نميتوانست آن فتنهها و آن آتشها را خاموش كند.
امروز هم همين جور است. جوانهاى عزيزى كه امام را نديدند، دوران دفاع هشت ساله را نديدند، «باكرى»ها را نديدند، شخصيتهاى فداكار آن روز را كه شهيد شدند، نديدند، اما با همان قدرت، با همان استقامت و با همان بصيرتى در صحنه حاضر ميشوند كه آن روز جوان تبريزى در بيست و نهم بهمن وارد ميدان شد و در طول دوران جنگ تحميلىِ هشت ساله، در جبهههاى مختلف از خود دلاورى و فداكارى نشان داد. امروز جوانهاى ما همين جورند. اين معنايش چيست؟ چرا؟ قضيه چيست؟ قضيه را در حقانيت اين سخن بايد جستجو كرد: «سخن انقلاب، سخن حق». اين، خاصيت حق است. «مثلا كلمة طيّبة كشجرة طيّبه»؛ اين يك درخت پاكيزه و سالم و خوشنهادى است كه در زمين سالم رشد ميكند. «اصلها ثابت و فرعها فى السّماء»؛ ريشهاش محكم است، شاخ و برگش هم رفته بالا. «تؤتى اكلها كلّ حين باذن ربّها»؛(3) ميوهى او هم هميشگى است و در هر فصلى ميوهى خود را ميدهد. يعنى يك بار مصرف نيست، مثل خيلى از اين حركاتى كه در دنيا انجام ميگيرد؛ به اسم انقلاب يا كودتا يا غير ذلك حكومتها را تغيير ميدهند، اما يك بار مصرفند؛ بعد در يك دورهى كوتاهى، قضيه به شكل قبل از آن حركت و نهضت يا گاهى بدتر برميگردد. كلمهى حق اينجور نيست؛ كلمهى حق ماندگار است.
امروز حركت انقلاب، هدفهاى انقلاب، همان چيزهائى است كه در روز اول ترسيم شد و امام بزرگوار و حكيم ما آنها را ترسيم كرد. اين هدفها با فطرت مردم هماهنگ بود، لذا مردم آن را گرفتند؛ والّا دل ميليونها مردم را به يك سمتى متوجه كردن، كار عادىاى نيست. وقتى كسى با فطرت سخن ميگويد، از خدا حرف ميزند، فطرتها به او متوجه ميشود؛ «لو انفقت ما فى الأرض جميعا ما الّفت بين قلوبهم و لكنّ اللَّه الّف بينهم».(4) دست قدرت خداست كه دلها را به يك سمتى هدايت ميكند؛ لذا نتيجه اين ميشود. در بيست و دوم بهمن، جمعيتى كه در سى و يكمين سال ولادت انقلاب اسلامى در خيابانها حضور پيدا ميكنند، از جمعيت سالهاى قبل بيشتر است؛ نه فقط كم نشده است، كمرنگ نشده است، بلكه پُررنگتر شده است، قوىتر شده است؛ برخلاف آن چيزى كه در طبيعت عالم وجود دارد. شما يك سنگى را داخل آب بيندازيد، يك موجى ايجاد ميكند؛ اما هرچه ميگذرد، لحظه لحظه اين موج كوچكتر، كمتر و نامحسوستر ميشود، تا تمام ميشود. گذشت زمان، امواج اجتماعى را خاموش ميكند. اين چه حقيقتى است كه گذشت زمان آن را خاموش نميكند، بلكه روزبهروز برجستهتر ميكند؟ مثل حادثهى كربلا. آن روز در آن بيابان خالى و بدون حضور دوستان و پُر از دشمنان، حسينبنعلى (عليهالسّلام) و يارانش به شهادت ميرسند، خانوادهاش اسير ميشوند و آنها را ميبرند و تمام. امروز بعد از گذشت قرنها، همان حادثهاى كه بايد در ظرف ده روز، پانزده روز اثرى از آن نميماند و يادى از آن نميشد، ببينيد چقدر برجسته است؛ نه فقط در بين ميليونها شيعه در كشورهاى مختلف، در بين مسلمانان، بلكه در بين غير مسلمانان، نام حسينبنعلى مثل خورشيدى ميتابد؛ دلها را روشن ميكند، راهنمائى ميكند. انقلاب اينجورى است. اين انقلاب هرچه زمان گذشته است، حقائق بيشترى را روشن كرده است.
خوب، دشمن جور ديگرى حرف ميزند. بعضىها هم با همان لغت دشمن حرف ميزنند، با همان زبان دشمن حرف ميزنند. آيا ميفهمند يا نميفهمند، آن با خداست؛ اما با زبان او حرف ميزنند، سعى ميكنند وانمود كنند كه انقلاب از راه خود منحرف شده است؛ نه، اگر منحرف شده بود، اين همه دل با نام انقلاب و ياد انقلاب به حركت در نمىآمد؛ اين همه ايمان و انگيزه به ياد اين انقلاب بسيج نميشد. در دنيا هم همين جور است. اين انقلاب، امروز در كشورهاى اسلامى هم آثارش در دلهاى مردم محسوس است. به چند تا دولت معاند نگاه نكنيد؛ ملتها اين انقلاب را گرامى ميدارند، بزرگ ميدارند، به آن احترام ميكنند، حسرت آن را براى خودهاشان ميخورند؛ اين نشانههاى حقانيت است، نشانههاى بقاء است؛ «تؤتى اكلها كلّ حين» است.
خوب، من و شما همچنان كه تا امروز به توفيق الهى وفادار ماندهايم، ميتوانيم وفادار بمانيم. اگر چنانچه اين وفادارى را حفظ كنيم، «فسيؤتيه اجرا عظيما»؛ خدا اجر خواهد داد. اين اجر، مخصوص دنيا نيست، مخصوص آخرت هم نيست؛ هم دنياست، هم آخرت؛ در دنيا عزت است، اقتدار است، رسيدن به آرمانهاى والاست، در آخرت هم اجر الهى است، ثواب الهى است، كه از همه چيز بالاتر است. اگر خداى نكرده سستعهدى كنيم، بدعهدى كنيم، در ميانهى راه هوىهاى نفس ما را به اين طرف و آن طرف بكشاند، آن هم به ضرر خود ماست؛ انقلاب راه خودش را ادامه خواهد داد. آن كسانى كه انقلاب را رها كردند، آن كسانى كه طبق خواست دشمن در مقابل انقلاب ايستادند، ضرر كردند. خيال ميكنند حالا بنشينند عليه انقلاب توطئه كنند، حرف بزنند، تحريك كنند، راه به جائى خواهند برد؛ نه، اشتباه است.
در قضيهى بيست و دوم بهمنِ امسال كه اين معجزهى عظيم الهى خود را نشان داد، اين حضور عظيم مردمى چشمها را خيره كرد، دشمنان و مخالفان - چه مخالفان معاند، چه مخالفان غافل - جور ديگرى فكر كرده بودند، نقشهى ديگرى طراحى كرده بودند، خيالات ديگرى در سر داشتند. از مدتها پيش تلاش كردند، كارى كنند كه حادثهى بيست و دوى بهمن را كه يكى از مظاهر حضور مردمىِ اين انقلاب است، خراب كنند؛ چه در تهران، چه در شهرهاى ديگر كارى كنند كه به درگيرى بين مردم بينجامد؛ اين را پيشبينى كرده بودند. در حرفهايشان گفتند كه روز بيست و دوم بهمن جنگ داخلى در ايران شروع خواهد شد! ببينيد چه كار كرده بودند كه انتظار داشتند در ايران جنگ داخلى بشود. بعضى اينجور ميگفتند، بعضى هم اميدوار بودند كه بتوانند چهرهى مخالفى عليه نظام جمهورى اسلامى در بيست و دوم بهمن نشان بدهند؛ اينجور وانمود كنند كه مردم از انقلاب بريدهاند، از نظام جمهورى اسلامى بريدهاند، در مقابل آن قرار گرفتهاند؛ اينجورى فكر كرده بودند، اينجورى حساب كرده بودند. ملت ايران با آگاهى خود، با بصيرت خود، با همت خود، با دست قدرت الهى كه دلهاى آنها را بيدار كرد، به دهان همهى اين مخالفان مشت كوبيدند و حجت را بر همه تمام كردند.
دشمنان خارجى هم بايد بيدار شده باشند. رئيس جمهور آمريكا و ديگرانى مثل او، هى دم از مردم ايران ميزدند: «ما طرفدار مردم ايرانيم». «مردم ايران با نظام جمهورى اسلامى مخالفند». اين حرفها را بارها تكرار كردند. ببينيد اينها وقتى مردم ايران را روز بيست و دوى بهمن توى خيابانها ديدند، چه حالى شدند؟ خذلان الهى براى دشمن، از اين بالاتر؟ رسوائى براى دشمن، از اين بالاتر؟ يك عده هم در داخل، بعضى از روى غفلت، بعضى از روى بىعقلى، بعضى از روى عناد و دشمنى، هى عليه نظام جمهورى اسلامى، عليه اين حركت كلى نظام حرف زدند؛ هى گفتند: مردم، مردم، مردم! خوب، اين مردم. بيست و دوى بهمن نشان داد كه مردم كجايند، چه ميخواهند، چه ميگويند. غرّه شدند به توهّمهائى كه به آنها القاء شد. خيال كردند يا خودشان را به نادانى زدند كه مردم از انقلاب دست شستند، مردم از امام دست شستند. روز بيست و دوى بهمن، آگاهى و بصيرت مردم، همت مردم، ايمان مردم و توفيق الهى كه شامل حال مردم شد، پاسخ كوبندهاى به آنها داد.
خارجىها هم همين جور دچار توهّمند. الفاظ در غير معانى خودشان به كار ميروند. سردمداران كشورهاى مستكبر - چند تا دولت مستكبر - مىنشينند دربارهى نظام جمهورى اسلامى اظهار نظر ميكنند و اينجور وانمود ميكنند كه جامعهى جهانى با جمهورى اسلامى مخالف است. كدام جامعهى جهانى؟ كدام جامعهى جهانى با جمهورى اسلامى مخالف است؟ چهار تا، پنج تا دولت مستكبر - كه غالباً ملتهاى خودشان هم حرف آنها را قبول ندارند - با نظام اسلامى، با جمهورى اسلامى مخالفند. نظامهائى كه در پنجهى كمپانىدارهاى صهيونيست است، توى مشت زالوهاى بينالمللى است، البته كه با جمهورى اسلامى - كه فرياد عدالت سر داده است - مخالفند؛ بايد هم مخالف باشند. آن روزى كه شبكهى اختاپوسى سرمايهدارى جهانى از ما تعريف كند و با ما مخالف نباشد، آن روز ما بايد عزا بگيريم.
بله، چند تا دولت مستكبر و دولت زورگو با جمهورى اسلامى مخالفند؛ اما جامعهى جهانى به هيچ وجه با جمهورى اسلامى مخالف نيست. جامعهى جهانى، يعنى ملتها. جامعهى جهانى، يعنى بسيارى از دولتهائى كه خودشان هم از اين مستكبرين ناراضىاند؛ اگرچه اغلب جرأت نميكنند اين نارضائى را اظهار كنند، اما ما ميدانيم ناراضىاند. در گفتگوها، در اظهارات، كاملاً واضح است، به ما هم ميگويند؛ ولى جرأت نميكنند اعتراض كنند، ميترسند. ما نميترسيم. ما همان حرفى را كه در دل ماست - كه ميدانيم در دل ملتهاست و در دل بسيارى از دولتها هم هست - صريح ميگوئيم. ما با استكبار مخالفيم، ما با نظام سلطه مخالفيم، ما با تسلط چند كشور بر سرنوشت عالم بشدت مخالفيم و با آن مبارزه ميكنيم و نميگذاريم اينها با سرنوشت دنيا بازى كنند. البته پيداست؛ آن دولتها هم با ما مخالفند. آن وقت سر قضيهى هستهاى بهانهگيرى ميكنند، به نام حقوق بشر بهانهگيرى ميكنند، به نام دموكراسى بهانهگيرى ميكنند؛ همه هم در دنيا ميدانند كه اينها دروغ ميگويند، ميدانند كه اينها رياكارى ميكنند.
حالا باز مأمورشان را فرستادهاند اينجا، اطراف خليج فارس بگردند و باز همان دروغها و حرفهاى بىربطشان را عليه جمهورى اسلامى تكرار كنند: ايران دنبال بمب هستهاى است! كى حرف شما را باور ميكند؟ كى باور ميكند كه شما به منافع و مصالح ملتهاى اين منطقه مىانديشيد؟ شمائى كه ملتهاى اين منطقه را تا آنجا كه توانستيد و به شما اجازه داده شده است، در زير پاى منافع نامشروعِ خودتان لگدمال كرديد. خليج فارس را تبديل كرديد به انبار تسليحات. اين كارها را آمريكائىها كردند. پولهاى كشورهاى خليج فارس را بمكند و ببرند، به جايش تسليحات خودشان را آنجا انبار كنند. شما جنگطلبيد، شما به عراق حمله كرديد، شما افغانستان را نابود كرديد، شما به جان پاكستان افتاديد و هر جاى ديگر هم كه امكان پيدا كنيد، همين جنايات را تكرار خواهيد كرد. آن وقت مىآئيد راجع به جمهورى اسلامى حرف ميزنيد؟ همهى ملتهاى منطقه ميدانند، بسيارى از دولتهاى اين منطقه ميدانند؛ جمهورى اسلامى طرفدار صلح است، طرفدار برادرى است، طرفدار عزت كشورهاى اين منطقه است، طرفدار عزت كشورهاى اسلامى است. راه افتادند مثل دورهگردها! حركتشان هم از روى انفعال است. سى سال است كه عليه جمهورى اسلامى دارند توطئه ميكنند، و سى سال هم هست كه دارند شكست ميخورند. امسال براى چند دهمين بار جمهورى اسلامى در مبارزهى خود در قبال مستكبرين پيروز شد و مستكبرين شكست خوردند.
حوادث بعد از انتخابات را كه عدهاى از روى نادانى و محاسبهى غلط ايجاد كردند، دشمن بهانه كرد، شايد بتواند جمهورى اسلامى را تضعيف كند؛ اما بعكس شد؛ همين حوادث موجب قدرت جمهورى اسلامى شد. اگر تا قبل از اين حوادث كسى ميخواست با استدلال به مردم اثبات كند كه دشمن در كمين است، بعد از اين حوادث مردم به چشم خودشان ديدند كه دشمن در كمين است. و ملت ايران اينجورى است؛ وقتى كه ديد دشمن در كمين است، معطل نميكند، مىآيد توى ميدان. از اين به بعد هم به حول و قوهى الهى و به توفيق پروردگار، همهى قشرهاى مردم در كارهاشان انشاءاللَّه جدىتر خواهند بود و با انگيزهى بيشتر حركت خواهند كرد؛ در محيط علم، در محيط صنعت، در محيط كارهاى گوناگون، در محيط ادارات، در محيط كسب و كار، در محيط تجارت. همه بايد تلاش كنند، همه بايد كار كنند.
مسئوليت مسئولين هم سنگين شد. مسئولان كشور، مسئولان قواى سه گانه، در مقابل اين حركت عظيم مردمى، در مقابل اين هوشيارى خيره كنندهى مردم، مسئوليتشان سنگين شد. اين مردم براى دفاع از كشورشان، انقلابشان و ارزشهايشان آماده هستند. خدمتگزاران جامعه بايد با خضوع و احترام در مقابل اين ملت، كارهايشان را با قدرت و با جديت دنبال كنند، براى مردم كار كنند. در كشور گرفتارى هست، نابسامانى هست، مشكل هست؛ اما هيچ گرفتارىاى، هيچ نابسامانىاى، هيچ مشكلى نيست كه با دست ارادهى متكى به ايمان، قابل برطرف كردن نباشد. انشاءاللَّه مسئولين كشور در قواى سه گانه، در بخشهاى مختلف، خود آحاد مردم، هر كس به سهم خود، در نوبهى خود، كوشش خواهند كرد، اين مشكلات را برطرف خواهند كرد.
همه بدانند؛ آيندهى ملت ايران، آيندهى درخشانى است. اين ملت - همان طور كه قبلاً عرض كرديم - تصميم خودش را گرفته است؛ به اوج اهداف خود انشاءاللَّه دسترسى پيدا خواهد كرد و نه فقط براى دنياى اسلام، بلكه براى همهى ملتها الگو خواهد شد، تا بدانند راه عزت و عظمت از كجا ميگذرد.
اميدواريم پروردگار عالم همهى ملت ايران را، شما مردم عزيز تبريز و آذربايجان را مشمول الطاف و عنايات و دستگيرىهاى خودش قرار بدهد و قلب مقدس امام زمان (ارواحنا فداه) از همهى شما راضى باشد و مشمول دعاى آن بزرگوار باشيد و روح مطهر امام بزرگوار و شهدا از همهى شما راضى باشد.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
1 و 2) فتح: 10
3) ابراهيم: 24 و 25
4) انفال: 63
خدا را سپاس بر توانمندی سپاهیان و سربازان گمنام امام زمان .این پیروزی بزرگ را
به ملت ایران ورهبر عزیز و غیور مردان نیروی اطلاعات بویژه مردم سیستان و
بلوچستان تبریک می گویم
راز ماندگارى اين انقلاب، اتكاى به ايمانهاست؛ اتكاى به خداست. لذا شما مىبينيد آن روزى كه تودهى عظيم مردم در سرتاسر كشور احساس كنند كه دشمنىاى متوجه انقلاب است، احساس كنند كه دشمنىِ جدىاى وجود دارد، بدون فراخوان حركت ميكنند مىآيند..... مردم وقتى احساس ميكنند دشمن در مقابل نظام اسلامى ايستاده است، مىآيند توى ميدان. اين حركتِ ايمانى است، اين حركتِ قلبى است؛ اين چيزى است كه انگيزهى خدائى در آن وجود دارد؛ دست قدرت خداست، دست ارادهى الهى است؛ اين چيزها دست من و امثال من نيست. دلها دست خداست. ارادهها مقهور ارادهى پروردگار است. وقتى حركت خدائى شد، براى خدا شد، اخلاص در كار بود، خداى متعال اينجور دفاع ميكند. لذا ميفرمايد: «انّ اللَّه يدافع عن الّذين امنوا».(۱) اين را دشمنان نظام اسلامى نميفهمند، تا امروز هم نفهميدند؛ لذا تحريم ميكنند، حرف ميزنند، روشهاى گوناگون را به كار ميگيرند
۱)حج: 38
اين انقلاب، انقلابى بود براى خدا. آن روزى كه اين انقلاب آغاز شد، اين نهضت به وجود آمد، مثل نهضت احزاب نبود، مثل حركت سياسى حزبهاى دنيا نبود كه به قصد كسب قدرت باشد؛ حركتى بود در عين مظلوميت، براى اجراى احكام الهى، براى ايجاد جامعهى اسلامى، براى استقرار عدالت در جامعه. آن كسانى كه مجاهدت كردند تا انقلاب به پيروزى رسيد، و آن كسانى كه پاى اين انقلاب ايستادند و مجاهدت كردند تا اين ثبات و دوام را پيدا كرد، نيتهایشان خالص بود. شهداى شما، شهداى نيروى هوائى، از اين قبيل بودند. شهداى نيروهاى مسلح، همه از اين قبيل هستند. آن كسانى كه براى خدا كار كردند، براى خدا تلاش كردند، خداوند هم به كارشان بركت داد. چيزى كه دشمن انقلاب آن را نميتواند درك كند، همين نكته است. چيزى كه دستگاههاى استكبار و صهيونيسم نميتوانند بفهمند، همين مسئله است. نميتوانند بفهمند كه استحكام اين بنا به خاطر اين است كه براى خداست، بر پايهى اخلاص بنا شده است و با مجاهدت پيش رفته است. لذا انقلاب و نظام اسلامى دلها را تسخير ميكند.
مقام معظم رهبری خطاب به برخی!
امریکا تمام تلاش خودش را مصروف کرده،علنا و آشکارا گفته می خواهیم نگذاریم
جمهوری اسلامی پیروز شود.پیروزی حق ملت ایران است.مگر ما انتظار داشتیم
امریکا با ما آشتی باشد؟ این بسیار ساده لوحانه است اگر کسی خیال کند که اگر
ما لبخند به امریکا می زدیم امریکا از خصومت و دشمنی با ما چشم می پوشید .
امریکا می خواهد با تمام قوا بین مسلمین اختلاف بیندازد
ما نشستیم که امریکا اگر بخواهد شیطنت بکند جلویش را بگیریم.دفاع بکنیم از خودمان .ما دنبال این
نیستیم که امریکا برای ما کار بکند .ما امریکا را زیر پا می گذاریم ....نمی گذاریم در امور ما دخالت
بکند .نمی گذاریم کس دیگری هم در امور ما دخالت بکند...
راست گفتی همه ایران را سپاه پاسداران گرفته .اگه چشمهایت را باز کنی میبینی
که رهبر -رئیس جمهور -رئیس مجلس و قوه قضاییه همه پاسدار هستند اصلا کل
مردم انقلابی ایران پاسدارن .ما پاسدار انقلاب اسلام وایران و راه شهدا هستیم .
در ضمن کشورهای منطقه با وجود ایران احساس امنیت می کنند و وجود تو وامثال تو
منطقه را نا آرام می کند .باز خاله بازی ایت تمام شد آمدی سراغ معلم بازی!
امام به اجانب
اجانب در کمینند آنها نخوابیدند شما نباید بخوابید شما باید هوشیار باشید آنها مشغول نقشه هستند.از
طریقها و فرمهای مختلف.

